جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

299

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

به‌دست بگردد - كىلا يكون دولة بين‌الاغنياء ، چنان كه در قرآن آمده است . البته در برابر هر فردى كه بخواهد حق طبيعى خود را به‌دست آورد ، حسب و نسب ، محل تولد و پرورش ، نژاد و رنگ ، عقيده و دين ، مانع نخواهد شد ، زيرا هر انسانى ، به هر رنگ و شكلى كه باشد ، بايد نتيجه كار و كوشش خود را ببرد . فرد و جامعه در همهء حقوق ، ضامن يكديگرند . جامعه ضامن فرد در ايجاد روابط مساعد كار و كوشش است و مزد و پاداش او را در چهارچوب رنج و كوشش او ، و بعد در ضمن چهارچوب نياز و احتياج او به‌عهده مىگيرد ؛ كه اين جالب‌ترين و زيباترين مفهوم انسانيت است . آن‌وقت بر اين فرد واجب است در نقشى كه ايفا مىكند ، يار و مددكار جامعه و جماعت باشد و آزادى فردى خود را طورى به‌كار ببرد كه به ضرر هموطنان خود تمام نشود . جامعه هم حق ندارد بر فرد ستم كند و فرد نيز نبايد از آنچه مال همه مردم است ، به تنهايى بهره‌مند شود ، بلكه او در قبال حفظ مصالح عامه ، وظيفه‌اى دارد كه كمتر از وظيفه او در حفظ و حمايت منفعت خصوصى او نيست . فرد در برابر همه اينها مورد بازخواست قرار مىگيرد . پيامبر مىفرمايد : « همهء شما شبان هستيد و همگى مسئول زيردستان خوديد » . اصولًا آزادى فردى ، در هيچ صورتى ، نبايد موجب زيان جامعه باشد و هرگز هم مراد از آزادى آن نيست . پيامبر مثل جالبى مىزند و نشان مىدهد كه اگر آزادى فردى محدود نباشد چگونه به جامعه ضرر مىرساند : « گروهى سوار كشتى شدند و هركسى در جاى مخصوصى قرار گرفت . آنگاه يكى از آنان با تيشه‌اى ، خواست